Tuesday, August 14, 2018



اینکه آدم راه زندگیشو خودش انتخاب کنه خیلی خوبه. اینکه نیفتی تو مسیر روزمرگی هم خیلی خوبه. کلا خیلی چیزها هست که خوبه. از همه بهتر هم اینه که مسیر و زندگیت و خودت رو اونقدر دوست داشته باشی که هیچی برات اونقدر مهم نباشه که باعث رنج کشیدنت بشه! 

خب من هیچوقت خودمو اینقدر دوست نداشتم، و طبعا بخاطر همین خیلی خودم رو اذیت کردم. بماند که خیلی هم نتونستم مسیر دلخواه خودمو انتخاب کنم و ادامه بدم. همیشه موانع و ترس هایی داشتم. مالی و احساسی و ذهنی. خب... حالا که چی؟ حالا که بخش عمده و مفید و بسیار دوست داشتنی زندگیم که باید پر از دستاورد باشه برام داره کم کم تموم میشه، درسته که من هنوز بنشینم و حسرت بخورم و رنج بکشم؟ مسلما درست نیست. 

از همه بدتر میدونی چیه؟ که همه اینها رو بدونی و باز هم فقط بنشینی و صحنه رو نکاه کنی و... رنج!