Wednesday, May 23, 2018



بله، خودم هم خیلی خوب تر از همه میدونم و بهش اعتراف هم میکنم.  اینکه قبول دارم من اصولا آدم گریز ام. یکجورهایی شاید بشه گفت منزوی ام حتی. با اینکه از خیلی ها شنیده ام که مصاحب خوبی ام و معاشرت کردن با من برای بقیه خیلی لذت بخشه، اما خودم اینقدر که بقیه از معاشرت با من لذت می برند، از اون معاشرت لذتی نمی برم.  

اینه که از رفت و آمد و در درجات بالاتر حتی ارتباط  تلفنی و مجازی و ... هم فراری ام. دلیل اثباتش هم دوستها و اطرافیان همواره شاکی من هستند که چرا تلفنت رو جواب نمیدی؟ چرا  پیام هات رو چک نکردی؟ چرا جواب ما رو ندادی و ... یا دلیل دیگرش رقم قبض تلفن همراهم، هیچوقت از بیست هزار تومن بیشتر نیومد. 

خلاصه اینکه آدمی هستم که تنهایی هام خوبن. باهاشون سر جنگ و ناراحتی ندارم. بلدم تنهایی هامو پر کنم و ازشون لذت ببرم و کنار بیام باهاشون. اما، این موضوع آدم گریزی چیز خیلی خوبی نیست. یعنی اصلا چیز خوبی نیست. معاشرت با دیگران برای سلامت عقل و روح آدم لازمه. حالا شما این من تنهایی طلب و آدم گریز رو بردار بیار یک جایی ته ته دنیا. 

نه کسی میتونه دو کلمه درست انگلیسی حرف بزنه نه تو میتونی زبون سخت و غیر معمولشون رو به راحتی یاد بگیری. نه تو سن و سالی هستی که بخوای و بتونی دوستهای جدید پیدا کنی و نه حتی اگر هم بخوای شرایط به سختی همچین اجازه ای رو بهت میده... اینه که میشی خیلی خیلی تنها. بندرت با کسی حرف میزنی. بیشتر فرو میری تو خودت و کتاب و فیلم و ... همه زمانت با خودت میگذره. و از آدم ها گریزان تر و نسبت بهشون سخت گیر تر میشی. و این اصلا خوب نیست. اصلا خوب نیست. باید به دایره آدم ها برگردم، ولی ... ولی...



با آدم‌ها که هستم چه خوب باشند چه بد، تمام احساساتم تعطیل و خسته می‌شوند. تسلیم می‌شوم. مودبم. سر تکان می‌دهم. تظاهر می‌کنم. می‌فهمم، چون دوست ندارم کسی را برنجانم و این یکی از ضعف‌هایم است که بیشترین مشکل را برایم درست می‌کند. معمولا وقتی سعی می‌کنم با دیگران مهربان باشم روحم چنان پاره پاره می‌شود که به شکل ماکارونی روحانی در می‌آید...! .
"هالیوود" / چارلز بوکفسکی

Wednesday, May 16, 2018



میدونم که باید بنویسم. یکی از راههایی که کمکم میکنه راحت تر بگذرونم همین نوشتنه. ولی ... فعلا چسبیدم به خوندن. خیلی خسته ام. میدونم که نباید. یعنی حقش رو هم ندارم. فلسطین رو ببین. سوریه رو ببین. هزار جای دیگه، هزار نفر دیگه! 
اصلا اینها رو ول کن. خودمو ببین. سالم و خانواده خوب، زندگی خوب و موقعیت خوب و هزارتا چیزی که خیلی ها میخوانش ولی تهش چی؟ ام آی هپی؟ نات ات آل.

Wednesday, May 9, 2018



اینکه اینجا رو به هزار دلیل دوست دارم یکطرف. اینکه اینجا رو به هزار دلیل دوست ندارم هم یکطرف. مهم ترین نکته اینه  صبح که از خواب بیدار میشم تو چه مودی ام که  برا اون اساس کدوم طرف رو انتخاب میکنم. 
اکثر روزها زور میزنم روم به طرف خوبی ها باشه. با هر بهانه کوچیکی سعی میکنم خوبی ها رو بزرگتر و بهتر جلوه بدم. اما ته دلم که میدونم، اینجا خونه ام نیست. همین برام کافیه که همه چیز خراب شه.