بعد از كلي دربدري و دنبال خونه گشتن امروز به قول مامان گوش شيطون كر داريم ميريم براي قرارداد. جونمون بالا اومد با اين
خونه هاي مزخرف و اجاره هاي مزخرف تر. حالا اين خونه هه هم همچين تعريفي نيست اما حداقل هم به محل كارم خيلي نزديكه و از اين همه رفت و آمد راحت ميشم و هم اينكه دسترسي ام به همه چي راحته . تازه هنوز خونه پيدا نكرده كلي وسيله براي خونه جديدم خريدم همه چي نوي نو ... كلي حال ميكنم...
حال و روزداخلي داداش بزرگه روبراه نيست اينقدر كه حال همه مون رو گرفته و شبها بدون فكر كردن به خودش و بچه ها خوابم نميبره. و برخلاف اون ، حال و روز ظاهري اش هم مثل هميشه اينقدر عاليه كه حسادت همه رو بر ميانگيزه . توي اين سن ... شركت به اين موفقي، داروخانه عالي ، كارخونه فوق العاده ... چي بگم ...
هنوز از پيش مامان و بابا نرفته دلمون هر دو سه روز يكبار شديدا تنگ ميشه و يكي دو ساعتي بايد آبغوره گيري كنيم تا آرومتر بشيم. " تيرداد جان " هم هي ناز مان را ميكشد و ما هم خودمان را لوس تر ميكنيم و كيفش را ميبريم...
ماشينم را يك هفته پيش فروختم و مدتي است هرجا ميروم تا حد امكان پياده گز ميكنم تا كمتر كرايه بدهم. هر روز كلي جيبم بابت كرايه هاي مسخره خالي ميشه. آخرش هم نفهميدم براي يك مسير چرا بايد سه نرخ كرايه بدم؟
بعد از دانشگاه فهميدم كه حالا كه مثل دختراي خوب كاري رو كه پدر و مادر . جامعه ام ازم انتظار داشتند به خوبي انجام دادمف حالا وقتشه برم دنبال دل خودم، اين شده كه انواع و اقسام مدركهاي جورواجور و عجيب غريب رو واسه خودم رديف كردم كه براي هر كدومشون كلي دعوا شنيدم كه آخه اين به چه دردت ميخوره دختر؟
در همين راستا دو هفته پيش مدرك "مربيگري ايروبيك" و " اناتومي - بدنسازي" را هم به اين كلكسيون اضافه كردم و كلي از خودم راضي تر شدم. حالا اگه وقت قبلي بگيريد ميتونم بهتون مشاوره بدم...
فعلا همين ها باشه ديگه پررو شدم چون كلي كار دارم ...
من ... خودم هستم
