بعد مدت ها سر صبحانه نشسته بوديم به حرف
زدن و تعريف روزمرگي هامان. بطرز عجيبي با هم عجين و شبيه ايم. ماجرا را برايش
تعريف كردم و گفتم كه ديگه حوصله باج داد به آدم هاي پرتوقع متوهم خودبرتر بين را
ندارم. بهم گفت تقصير خودته، سرت را مي اندازي پايين و مردم فكر مي كنند در برابر
تو براي خودشان چيزي هستند و به خودشان اجازه هرز گويي مي دهند. پرسيد خب، با همان
معيارهاي كوته بينانه خودش بيا مقايسه ببينيم چي خودش را از تو برتر مي بيند:
تحصيلاتش؟ نه، سه تا زبان دانستنش؟ نه، حرفه اي ورزش كردنش؟ نه، ظاهرش؟ نه، وضعيت
خانواده و زندگي اش؟ نه، خوش قلبي اش؟ نه، كتاب خواندنش؟ نه، نوشتن اش؟ نه، دايره
اطلاعات اجتماعي اش؟ نه، انسانيت اش؟... ولي ادعايش؟؟؟
نميدانم چي شده كه آدم ها اينطوري شده
اند. در مقابل آدميت و راستي ظرفيت ندارند، هرچه مراعاتشان را ميكني، متوقع تر، حق
به جانب تر و حريم شكن تر مي شوند. خيلي چيزها فراموش مان شده، خيلي چيزها كه
نتيجه شرايط اجتماعي و اقتصادي و سياسي نيست و ما با خيال راحت تقصير هر اتفاق و
كم كاري خودمان را مياندازيم گردن اين بهانه ها! توقعي اگر هست، بايد دوطرفه باشد.
نمي شود كه هر چيزي براي فقط براي خودمان خوب باشد و براي بقيه بد! درست است كه آدم
بايد به خودش فكر كند و هميشه خودش را در الويت قرار دهد، اما اين وسط بايد حواست
به مرز باريك شعور و بي شعوري هم باشد.
پ ن: براي حفظ حريم هام، بعد از مدت ها
كلنجار رفتن با خودم يك قانون سه دفعه اي گذاشته بودم و خيلي ها را با همين قانون
از دايره آدم هايم حذف كردم. حالا شده چهاربار... حريم آدم ها از يك جايي شروع مي
شود و يك جايي هم تمام مي شود. فكر نمي كنم فهميدن اينكه هر كسي مسئول رفتار و
كردار خودش است اينقدر سخت باشد كه ندانيم داريم پايمان را از مرزهاي مربوطه فراتر
مي گذاريم، و اين وسط نه نياز به توضيح هست و نه نياز به توهين!
پ ن: دي دارد تمام مي شود، من چشم براه بهمن ام و بعدش هم
كه بهمن شد حتما فكر مي كنم كه دلم اسفند مي خواهد. آدم ها اينجوري زياده خواه
اند. حتي از فصل ها انتظار معجزه دارند و با اينكه تقريبا مطمئن هستند كه چنين
چيزي هرگز اتفاق نمي افتد اما توي هرچيزي دنبال معجزه مي گردند. فكر مي كنند اگر
معجزه اي اتفاق بيفتد، همه چيز در يك آن از اين رو به آن رو مي شود. پس دلشان
معجزه مي خواهد!
معجزه اما در كار نيست. حتي اگر لازم باشد وجود چيزي
را ثابت كني كه با هيچ چشمي ديده نمي شود!!
No comments:
Post a Comment