يك جایي خوندم كه در فرهنگ ژاپنیها کلمهای هست به اسم اوتاکو
كه معادلش در زبان فارسي ميشه دغدغه يا بهتر بگم دغدغه ذهني... چيزي كه بين خود
ژاپني ها مرسوم هست اينه كه براي انجام هركاري و يا اصلا شروع كردن يك كار به
اوتاكوي اون فكر ميكنند... به هماهنگي اوتاكوي كاري كه قراره انجام بشه و اوتاكوي
فردي كه قراره اون كار رو انجام بده...
البته اين واژه مفهوم فرهنگي عميقي داره اما به تعبير من
اوتاكوي هر كار شامل نتايج بيروني اون بر جامعه و احساس دورني كه در اثر انجام
اون كار در انسان ايجاد ميشه هست، و اوتاكوي انسان هم شامل استعدادها، هدف و
خواسته ذهني اش... حالا اگه اينها رو كنار هم بگذارم تا وقتي قراره يك كاري رو
انجام بدم ببينم اوتاكوي من چيه و چقدر با اوتاكوي اون فعاليت خاص هماهنگي داره،
علت نصفه نيمه موندن خيلي از كارهايي رو كه شروع كردم متوجه ميشم...
اين تب تند ادامه تحصيل در مقاطع بعدي و بعدي، كم ارزش و سطح
پايين انگاشتن شغل هاي خدماتي، ارزش گذاري آدمها بر مبناي سمت و عنواني كه در
جلوي اسمشون مياد... باعث شده كه آدمها بدن توجه به اين اوتاكوها فقط در جهت كسب عنوان
و مدرك و ... پيش بروند و شغلهاي باقيمونده هم نصيب كساني بشه كه به هيچ طريقي
نتونستند خودشون رو همراه اين قافله كنند...
و در نهايت اين بي كيفيتي ها و عدم توازني كه در تمام فعاليت
ها در سطح جامعه شاهدش هستيم– مثلا كم سواد شدن
پزشكان و مهندسان، كم كيفيت شدن خدمات ارائه شده مثلا در توليدي ها، مدارس و ... ،
افرادي كه با تحصيلات عاليه كه براي يك تخصص خاص آموزش گرفته اند ولي در شغل هاي
غيرمرتبط فعاليت ميكنند- ضربه غيرقابل
انكاريه كه ناشي از عدم توجه به ارزش آدم ها بر مبناي اوتاكوي ذاتي اونهاست...
پ ن: بياييد باهم تصميم بگيريم وقتی قراره کاری
انجام بديم، قبل از مصرف كردن كلي هزينه و انرژي و وقت كمي فكر كنيم... ببينيم
اوتاکوی ما واقعا چيه؟ ببينيم اون کاری که داريم به شروعش فكر ميكنيم با اوتاکو و استعدادهای ما هماهنگی داره يا نه؟ فكر
ميكنم اين رو راست بودن با خودمون و خواسته هامون خيلي برامون منفعت خواهد
داشت...
پ ن: قابل ذكر است بطور عاميانه به طرفدارهای انيميشنهای ژاپنی هم اوتاکو میگويند (تو مايه هاي همون فوتباليست ها و سوباسا اوزارا و واكاشي زوما!!!!!)
پ ن: واي... چقدر نصيحت كردم... چه حرفا...
No comments:
Post a Comment