Saturday, August 17, 2013


یک  دلسوزي آميخته شده با تمسخر يا بيخيالي ريشه زده توي اين روزهاي آخر سالم... خجالت از چيزي كه نميدانم چيست... زندگيم... وبلاگم... آدمها... گذشته... خودم... ماشينم... كتابها...  نميدانم...
 اين ميان گاهي چنان پيگير چيزهاي بيخودي ميشوم كه انگار تمام اهداف زندگيم را توي آن ها خلاصه كرده ام... بچگي... پشت تلفن اشك ميريزم از شنيدن خبر ناگهاني مادرشدن قاصدك... هيجان هاي غيرقابل كنترل... همينجوری...مثل بچگی هايم... يادم رفته که من بايد خيلی جدی و پخته، همه چيز را بلد باشد و با آمادگي كامل براي كنترل احساساتش فقط به چيزهای خيلی مهم و جدی فکر كند...

ديگر اين جدي بودن و جدي گرفتن را دوست ندارم... همه چيز يك بازي به نظر ميرسد... اسباب بازي ها... زندگيم... وبلاگم... آدمها... گذشته... خودم... ماشينم... كتابها...   

پ ن: از بچگي هميشه صداي مادربزرگم توي گوشم بود كه هر وقت ماه رو نگاه كردي يك آرزو بساز... همينجوري فعل ساختن را بكار ميبرد... به ماه توي آسمان  نگاه ميكنم... هلال و نقره اي... چه آرزويی بسازم؟ لال می شوم... مثل همين چند روز پيش كه به اصرار يكي از دوستان رفتيم كليسا، نيت كنيم و شمع روشن كنيم... آنجا هم لال شده بودم... چه ميخواهم؟ از زندگيم؟ از دنيا؟ چه غلطي ميخواهم بكنم بعد اين همه سال؟... خانه مستقل؟ ماشين بهتر؟ كار بهتر؟ درآمد بيشتر؟ آدم خودم شدن؟ آرامش؟...

ياد تو كه می افتم از همه چيز بدتر است... چرا ياد تو كه می افتم منگ می شوم؟ چه آرزويی می شود کرد درباره تو؟ ته مانده اي مانده اصلا؟ ... آرزو کردنم نمی آيد... با تو فقط پر از اميدم و كمي هم ترس... فكر ميكنم و باز آرزو کردنم نمی آيد...  روزهاي بي آرزوي زمستاني...


 پ ن: اين شهر ديگر آن جايي نيست كه من قرار باشد دلم برايش تنگ شود... اين شهر براي من فقط يك عادت است... يك عادت پر خاطره... اين شهر با همه آدمهايش ديگر چيزي براي دوست داشتن ندارد... نه چيزي براي ديدن دارد... نه چيزي براي وابسته شدن... به جايش تا دلتان بخواهد پر از بهانه است براي انزجار...
پر است از آدمهايي كه آماده اند تا ديگري را بي هيچ دليلي بدرند و بعد بايستند و با لذت، شكستنش را... جان دادنش را... مردنش را... به چشم نظاره كنند... 



هركس از نظر عاطفي نيروي بيشتري ميگذارد، بيشتر درد مي كشد... طبيعي است كه بيشتر هم جيغ بزند...
  تماما مخصوص

No comments:

Post a Comment