مثل آب تمام قصه سهراب و نوشدارو را... روانم...
نیمه شب تاریک و سرد پائیزی بعد کلی رقص و خنده با دوستان
قدیمی، از در می زنم بیرون و هنوز از حیاط خارج نشده صدایش را پشت سرم می شنوم و
می بینم با یک بشقاب هیجان انگیز پر توی دستش ایستاده پشت در!! راه میافتم توی
کوچه و باد سردی که به پیشانی ام میخورد حواسم را از همه چیز پرت میکند. می دوم به
سمت ماشین. رژ قرمزم را میزنم و فردین خلعتبری را سر می دهم توی ضبط: "بخاطر
خیابان سنگفرشی که مرا به تو می رساند" ... و خوشحالم، بهتر بگویم آرامم. این
که تو هستی، هستی و مراقبتم می کنی، هستی و حرف می زنی با من... با تو نیازی نیست
من هیچ چیز و هیچ کس را قربانی کنم تا تو بمانی، چون تو هستی... تو هستی و من با
بودنت آرامم، یکجوری که خیلی وقت است نبوده ام!
جلوی در، کلید که می اندازم، تصمیم می گیرم از همین فردا شروع
کنم که هر چیز با ارزشی را که بخاطر کسی یا رابطه ای که فکر می کردم حتما ارزشش را
دارد قربانی کرده بودم، برگردانم. حداقل اش این است که تلاطمات ذهن خودم آرام می
گیرد و باری که روی دوشم هست را می گذارم زمین. حرف می زنم با دوستانم، از زندگی
ام و از بیماری ام می پرسند، اینجا را هنوز می خوانند همه شان! و من موقع تایپ کردن
هی دست و دلم میلرزد که بنویسم ببخشید بابت این همه دوری عامدانه. همت می کنم و
بعضی شان را حضوری می بینم.
شب هم می مانم کنار بعضی شان تا با هم بخندیم و برویم
زیر پتو و مرور کنیم حماقت های کودکی مان را. تا وقتی از چطور تمام شدن رابطه ام
میگویم بتوانم با خیال راحت از فرق سر تا نوک پا جمع شوم توی خودم و گریه کنم و
بدانم که حواسشان هست پشتم را بمالند، آب خنک بیاورند برایم، و دلداری ام بدهند که
التیام پیدا کند جای این همه زخم! تا وقتی از بیماری ام می گویم برایم دعا کنند و من به دعایشان
ایمان داشته باشم...
تا... تا من یادم بیاید قرار نبوده زندگی این همه سخت باشد
وقتی بدانی آدم هایی هستند که دوستت دارند و مهربانی ات می کنند. راستش را بگویم؟
این من تنیده شده توی همین لایه های پر از گرفتاری و سختی، خیلی خوشبخت است.
پ ن: تو... که هستی...
ای بیتو حرام زندگانی... خود بیتو کدام
زندگانی؟
بی روی خوش تو زنده بودن، مرگ است به نام
زندگانی
گر زیسته ایم بی وصالت... غرق عرقیم از خجالت
سوگند به روی همچو ماهت...این نیست حیات بی
جمالت؛ مرگی ست به نام "زندگانی"
مولانا
No comments:
Post a Comment