Monday, October 28, 2013


كنار هم كه بخوابيم، چون هردومون اهل غلت زدنيم، خيلي به هم برخورد ميكنيم... و اين تماس ها هرچند بار هم كه تكرار بشه، هر ساعتي از شبانه روز هم كه باشه با يك بوسه همراهه... من بيشتر دقت ميكنم تا لبهام رو روي نقطه هاي خاصي كه دوستشون دارم فرود بياد... لب ها... پشت پلك ها... نوك انگشت ها... پشت بازوها... و پف زير چشم ها... 

اون اما حساسيت خاصي نداره كه كجا رو مي بوسه و فقط ميخواد اين اصل واجب رو به انجام برسونه... دستهام، انگشتهام، گونه هام، پشت كتف هام، گردنم، ابروهام، بيني ام، موهام، روي شكمم، زيربغلم و ... و ... و ... 

و "دوستت دارم" هاي خواب آلود پيامدش... كه از آن اولي هم واجب تر است...


بايد كسي بفهمد
دل و دست ِ اين خسته خراب...  از خواب ِ زندگي مي لرزد
بايد تظاهر كنم حالم خوب است
راحت ام، راضي ام، رها
راهي نيست

*
سيد علي صالحي

پ ن: اين پست را با اين آهنگ بخوانيد... زندگي ها كردم من با اين آهنگ... يادش به خوشي

No comments:

Post a Comment