تقریبا همه چیز تو زندگی باعث آسیب دیدن
آدم میشود. خوب یا بد موضوعش هم خیلی فرقی ندارد. هرکدام به یک نوعی پدر آدم را
درمیاورند: عشق، ازدواج، تحصیل، کار، ثروت، تفریح، دوستی... نمی دانم این خاصیت کل
زندگی است که آسیب زایی کند یا خاصیت انسان هاست که آسیب پذیر باشند یا به نوعی
آسیب ها رو جذب کنند که در هرحال زیاد هم فرقی نداره.
خب، بعد همین آدم های آسیب دیده، خودشان
را از یک آسیب و تبعاتش خلاص کرده و نکرده، تلاش می کنند تا به موضوعات آسیب زای
دیگری دست پیدا کنند. خنده دار است؟ چه نظمی هست پشت این همه تلاش و آسیب های بعدش
که هیچ کس دست از تلاش نمی کشد؟ آیا ذات انسان رنج کشیدن را دوست دارد؟
آیا انسان کلا مرض دارد؟؟
بقول باب مارلی، کاش حداقل به چیزها یا
کسانی دل خوش کنیم که ارزش آسیب دیدن را داشته باشند.
The truth is, everyone is going to hurt
you. You just got to find the ones worth suffering
for. Bob Marley
پ ن: دقت کرده اید توی هر
ماجرایی، همیشه آدم هایی که خیلی خیلی بی ربط خودشان را قاطی آن ماجرا می کنند و
کاسه داغ تر از آش می شوند، خنده دار تر از همه اند؟؟