چند وقت پيش يك فيلم مي
ديدم كه در بخشي از آن آدمهايي كه حالتهاي روحي نرمالي نداشتند مي رفتند جايي... مثل يك سالن خيلي بزرگ كه پر از ميزهاي كوچك با دوتا مبل راحتي در دوطرفش
بود ...
بعد دونفر همينطوري
اتفاقي مي نشستند روبري هم و شروع ميكردند به حرف زدن... درباره مشكلات و حالتهاي
روحي آزاردهنده شان ... بعد از گذشت يك زمان
مشخص، صداي زنگ بلندي ميامد...همه از روي صندلي ها بلند مي شدند و ميزهايشان را
عوض مي كردند... و به اين ترتيب دو نفر جديد روبروي هم مي نشستند و الي آخر ...تا
آخر هركس حداقل با چهار نفر با مشكلات متفاوت كه قرار نبود هيچوقت توي زندگي
ببيندشان حرف زده بود و حالش خيلي بهتر بود ...
خواستم بگويم حال من هم
چند وقتي است اينجوري است ... بايد بروم يك جايي كه پر
از آدم غريبه باشد و چند ساعت مدام حرف بزنم ... حرف بزنم ... اين نوشتن توي يك فضاي مجازي كه از بين خوانندگان شايد چند نفري
باشند كه مرا مي شناسند هم به نوعي همين حالت را دارد... ولي حرف زدن جور ديگري آدم
را خالي ميكند... انگار كسي كه گوش ميكند به تو مي فهماند
هنوز آنقدر مهم هستي كه بتواني از خودت حرف بزني...
از فدراسيون تماس گرفته بود براي سمينار آخر هفته و من حالم
خوش نبود ... گفت حضورتان الزامي است، گفتم سفرم و غر زدم كه چرا اينقدر دير اطلاع
داده اند، زن آنور خط زبان درازي كرد، من هم خشم داشتم و حرفهايي را زدم كه دلم
نميخواست... آخر هفته شد و نرفتم، فقط زنگ
زدم به مسئول مربوطه و وضعيتم را برايش توضيح دادم، خنديد و گفت تو لازم نيست بياي
و بعد هم گفت خانم فلاني ماجراي جر و بحث تان را برايم تعريف كرده، حرفي نداشتم
بزنم فقط گفتم از طرف من ازشان عذرخواهي كنيد
... باز هم خنديد و گفت واسه همين
رفتارهات بود كه هيچوقت تو انتخابت شك نداشتم ...
زير پوستم كمي غرور دويد ... غرور ... چيزي كه اين روزها تكه
پاره هايش را از زير دست و پاي اين و آن جمع ميكنم ...
كتاب ميخوانم اين روزها... خيلي ...
پ ن: هوس خودمان را بیگناهی و هوس ديگری را شقاوت میدانيم... و اين تضاد ميان آنچه به خودمان و آنچه
به دلدار مربوط میشود فقط درباره هوس نيست، درباره دروغ هم هست... دروغ ضروریترين و رايج ترين وسيله محافظت
است... اما همين دروغ
آن چيزی است كه توقع داريم هرگز به زندگی دلدار راه نيابد...چيزی كه تجسس میكنيم،
بو میكشيم، و همه جا مايه نفرت ماست...!
در جستجوی
زمان از دست رفته / مارسل پروست
No comments:
Post a Comment