Saturday, August 16, 2014

ماه کامل...

چند وقت پیش با یک جمع 9 نفری و بعد از خوردن صبحانه توپ بعد کوهنوردی طولانی، توی دامان طبیعت زیر آفتاب نشسته بودیم و حرف می زدیم، تا دو تا از کوچکترهای جمع دوربین را دادند دست من که ازشان عکس بگیرم و شروع کردند به ژست گرفتن و همدیگر را بغل کردن و ... یکهو صدای داد و اعتراض از حدود پنجاه متر دورتر بلند شد و مردی  مو سفید و جاافتاده با لحنی بد و توهین آمیز، فریادکشان و دری وری گویان به سمت ما آمد که کثافتکاری هایتان را ببرید توی خلوت های کثیف تان و این مملکت جای لجن هایی مثل شما نیست و شماها رو اگه دست من می دادند همینجا ج**ر می دادم و...

همه مان جا خورده بودیم، آمد جلوتر و مردهای جمع شروع کردند باهاش یکه بدو کردن و صداها هی بلندتر شد و چندتایی هم از آدم های اطراف جمع شدند دور و برمان. بعد چند دقیقه، یکهویی نمیدانم چی شد، همان مردک برگشت به سمت من دوربین بدستی که از ترس صدای بلند ایستاده بودم یک گوشه و با صدای خیلی آرومی گفت: شما که عاقل این جمعی، شما قضاوت کن آخه! آیا واقعا کارشون درسته تو فضای عمومی؟؟ منو میگی، در حالیکه به سختی جلوی خودم رو گرفته بودم تا از تعجب و نگاه بقیه نخندم، گفتم:  این شیوه تذکر دادن و اصلاح کردن هیچوقت نتیجه ای بجز همین جنجالی که الان راه افتاده نداره .

 نمیدونم شرمنده شد یا چی که اومد سمتم و آروم آروم درحالیکه به یک سمت دیگه قدم میزد، شروع کرد باهام حرف زدن: که من اصلا باورم نمیشد، دوست هام گفتند و من تا صحنه رو دیدم شوکه شدم (حالا انگار چه اتفاقی افتاده بود اون وسط!!!) و ... از اون همهمه و شلوغی دور شدیم. یک پنج دقیقه ای  حرف زد و منم گوش دادم و چیزی نگفتم تا بالاخره خسته شد و رفت...برگشتم سمت جمع، قیافه آدم های جمع و مخصوصا بزرگترها رو نمی تونم توصیف کنم که چجوری منو نگاه می کردن!

خواستم بگم همچین آدم با وجنات و کمالاتی هستم من!! کلا در جریان باشید!! هاها

پ ن: آدم های کینه ای جزو اون گروه از آدم هایی هستند که همیشه باید در دورترین فاصله ازشون بایستی تا از ترکش های خشم و کینه شون درامان بمونی! از ما گفتن...  

پ ن: خجالت می کشی از رفتارهای قدیمی؟ حق به جانب شدی؟ دست پیش رو گرفتی پس نیفتی؟ افتادی رو دور مسابقه و داری خودت رو هلاک می کنی برای بردن؟ بابا تو خوب، تو برنده، تو اول... خوش بحالت که بهترین و والاترینی، ترو خدا دست از سر ما بردار، بگذار همون زندگی مورچه ای مون رو ادامه بدیم، شما تو آسمون ها پرواز کن و از اون بالا مارو نگاه کن، دلت به حال ما بسوزه... ولی ما رو به حال خودمون بگذار لطفا! 

No comments:

Post a Comment