صدا كن مرا ... صداي تو خوبست
يك نفر از اينجا رد ميشود ... يك نفر كه انگار سيگاري به گوشه لب دارد و مرا لابلاي دودها به هوا ميفرستد ... يك نفر نگاهش زلال است ... يك نفر كمرنگ ميايد و بي رنگ ميرود تا رفت و آمدش را نبينم ... يك نفر هر روز زندگي را از اينجا نفس ميكشد ... يك نفر اينجا بدون حضورم با من قهوه ميخورد هر غروب باراني ... يك نفر كه غريبه نيست با اين تلخ نوشته ها ... يك نفر صدا ميزند روز و شب نام مرا …
يك نفر از اينجا رد ميشود ... من رد پايش را ديده ام
از وبلاگ قدیمی ام :
دوستهاي قديمي، طعم غذاهاي قديمي، رنگهاي قديمي، بوهاي قديمي، خانه هاي قديمي، ازدواجهاي قديمي، عهد و قولهاي قديمي، ماشينهاي قديمي، لباسهاي قديمي، عشقهاي قديمي، عطرهاي قديمي .... قديمي ... قديمي ... قديمي ... يادم هست يكبار جايي خونده بودم كه قديم يعني اول تر از همه، يعني قبل از آن چيزي نبوده است، يعني هرچقدر بشمري و خط بزني، باز به او نميرسي ... كه چيزي كه قديمي است يعني اصيل است، يعني چيزي نميتواند بيايد و جاي او را بگيرد و مثل او بشود...
ارتباطات قديمي ... دوستيهاي قديمي... همينكه همه ما دنبال آن هستيم،كه بهش اعتماد ميكنيم،كه بهش وابسته ميشويم، كه دوست نداريم از دستش بدهيم، كه در بدترين لحظه ها يادش ميفتيم و حتما بايد كنارمان باشند تا بهش تكيه كنيم، كه از اينكه فكر ميكني كسي هست كه قديم ترين دوستت است دلت يكجوري قرص ميشود، فقط دوستهاي قديمي هستند كه تو پيششان گريه كرده اي، ساعتها درد و دل كرده اي بدون اينكه از صداقتت بترسي ...
حالا اگر كسي بيايد توي زندگيت كه روزهاي آشنائيتان از تعداد انگشتان دستت هم بيشتر نشود و بعد تو حس كني كه اين آدم چقدر توي زندگيت قديم است ... همينطوري كه ميبينم انگار سالهاست تو براي من يك تكيه گاه قديمي هستي ... آنقدر كه وقتي به آغوشت سر ميخورم، وقتي مرا ميبوسي و بو ميكشي عطرم را همه چيزت براي من آشناست ... وقتي حتي ديگر صدايت هم نميايد من ميشنوم حرفهايت را، صداي فكر كردنت را! هيچ ميداني اينطور بودنت را چه دوست دارم؟ كه سعي نميكني هي خودت را به من نشان بدهي، سعي نميكني مدام به من بفهماني توي زندگيم حضور داري .... راستش حضورت خيلي واضح تر از اين حرفهاست... آنقدري كه ديگر نيازي به توضيح ندارد، نيازي به يادآوري ندارد
پ ن: تو را كه ميبينم يك آن حس ميكنم تو قديم ترين آدم زندگيم هستي... ميداني كه قديم يعني اول تر از همه!
شنبه 8آبان 1389 ...
No comments:
Post a Comment