Thursday, July 16, 2015

آبی یعنی دل من ... دریایی که اسیره
  پاییز است و توی این هوای خنک خاکستری کمی دلتنگم! دوشنبه روز آزمایش مجدد است و دروغ است اگر بگویم کمی مضطربم، خب خیلی مضطربم! برای فرار از اضطراب تبعات احتمالی بیماری و افکار موریانه ای دلایل ورود ویروس به بدنم، مثل یک مورچه کارگر خیلی کار می کنم، کم حرف می زنم، کم غذا می خورم. به جایش ورزش می کنم، بیشتر از همیشه و لبخند می زنم، به همه...

به همه آدم های بالا و پایین زندگی ام، خب اینجوری است، بالا و پایین دارد زندگی، آدم ها که نباید تا ابد با هم دشمن بمانند. دلیل نمی شود خط زندگی همیشه آنطور روی سطح پایین امتداد پیدا کند، من؟ بالا کشیده ام خودم را همیشه.
 
خط زندگی آدم ها و تقابل شان با همدیگر بالا و پایین دارد، زیاد! گاهی از بالای اوج یکهو چنان سیر نزولی می افتد در دامنه حرکتی ات که با هیچ منطق و برهانی نمی توانی دلیلی برایش پیدا کنی! اما خوب است که وقتی دوباره برمی گردی و از همان نقطه های قبلی می گذری، این بار که با ورودی های جدید دامنه ای متفاوت برای خودت تعریف کرده ای، خروجی های تازه ای به دست میاوری! مثل قدرت بخشیدن آدم های کوچک و پرسر و صدایی که فاصله خط زندگی شان از خط زندگی خودت از بی نهایت پایین تا بی نهایت بالاست...
 
 

No comments:

Post a Comment